نگاھی گذرا بە ھمەپرسی١٢ فروردین سال ١٣٥٨ و آنچە در کوردستان رخ داد
ناصر خورشیدی
رفراندوم شوم
نگاھی گذرا بە ھمەپرسی١٢ فروردین سال ١٣٥٨ و آنچە در کوردستان رخ داد
ناصر خورشیدی
در سالگرد نامیمون روزهایی هستیم کە روند محدود کردن آزادىهاى_فردى، اجتماعى و سیاسى و توامان با آن، سرکوب جنبش حقخواهانه، ظلم، اعدام، کشتار، فقر، حاشیە_نشینی ، تورم، رانتخواری، اختلاس و انواع جنایات را شتابى تازه بخشید.
سالگرد رفراندومی نامیمون كە سوال این بود:” جمهوری اسلامی آری یا نە؟ ” احمد صدر حاج سیدجوادى وزیر کشور وقت در مورد طرح سوال گفتە بود:” قبل از انجام رفراندوام وزارت کشور در مورد نحوهى طرح سئوالات دو طرح به شوراى انقلاب تسلیم کرد. طرح اول پیشنهاد دادە بودیم نوشتهى اوراق راىگیرى از شکل مثبت و منفى به جمهورى اسلامى خارج شده و به صورت راى به جمهورى اسلامى یا جمهورى، تغییر پیدا کند. پیشنهاد دوم ما این بود که سئوالات رفراندوم به شکل پاسخگویى به جمهورى اسلامى، یا انواع مختلف جمهورى، از قبیل جمهورى دموکراتیک، جمهورى سوسیالیستى و غیره طرح شود. که متاسفانه هیچ کدام از آنها مورد تصویب شورای انقلاب واقع نشد! اگر پیشنهاد ما به مرحله اجرا در مىآمد، تمام گروهها مىتوانستند در رفراندوم شرکت کنند و دیگر فکر نمىکنم مسئلهى تحریم رفراندوم پیش کشیده مىشد. پس از شرکت تمام گروهها در رفراندام و اعلام نتایج شمارش آرا، ما مىتوانستیم آمارى دقیق از تعداد کسانى که در رفراندوم شرکت داشتهاند به دست بیاوریم و بر اساس آن دقیقاً تعیین کنیم که در مجموع چند درصد از شرکتکنندگان به جمهورى اسلامى راى دادهاند.”[۱]
قبل از اینكە ماهیت جمهوری اسلامی را برای مردم شرح دهند یا از مردم پرسیدە شود خواست یا پیشنهاد شما چیست، سوال را طرح كردند جمهوری اسلامی آری یا نە؟ بعد نیز مشخص نكردند چند درصد از مردم در انتخابات شركت كردەاند یا اینكە از چە میزان رای دادە شدە اعلام كردند ٩٨% بە جمهوری اسلامی آری گفتە اند؟
رفراندومی کە میتوان گفت کوردها و ترکمن ها آن را با قاطعیت تحریم کردە بودند. کوردها
بە دلیل گفتەها و رهنمود شخصیت های سیاسی و احزاب کارای کوردستان كە اكثرا از نا مفهوم بودن جمهوری اسلامی سخن گفتە و تاكید داشتند كە آن رفراندوم را تحریم میكنند و تحریم نیزکردند. همچنین بسیارى از ترکمنها در مناطق ترکمننشین به عنوان اعتراض به درگیرى خونین گنبد کاووس در رفراندام شرکت نکردند.
[۲]
کوردها كە با امید بە فردای بهتر در انقلاب علیە حکومت محمدرضا شاه پهلوى شرکت کردە بودند تا از کم و کاستىها و نیز تبعیضهاى گسترده و گوناگونی کە حکومت پهلوی (پدر و پسر) بر علیە آنان انجام دادە بود در پیروزى انقلاب بهمن ١٣٥٧ حضوری پر رنگ داشتند و در همان روزهای آغازین انقلاب خواستههاى خود را
اینگونە بیان کردە بود:”
١ـ خلق کورد همراه و همگام با سایر خلقهای ایران، انقلاب ایران را تایید مینماید و تصمیم دارد با تحکیم پیوند مبارزاتی با سایر خلقهای ایران در ایجاد جامعهی آزاد و آباد آینده نقش اساسی ایفا کند.
٢ـ خلق کورد مانند سایر خلقهای ایران، خواهان رفع ستم ملی و تامین حق تعیین سرنوشت خود به صورت فدراتیو در چهار چوب کشور ایران میباشد و هرگونه اتهام تجزیهطلبی را رد میکند و از دولت موقت آقای مهندس بازرگان میخواهد که موضع خود را در قبال این خواست رسما اعلام دارد.
٣ـ ما برآنیم که زحمتکشان ایران، سهم اساسی را در انقلاب ایران ادا کردهاند و به همین جهت حق مسلم زحمتکشان، کارگران و دهقانان است که در دولت انقلابی شرکت داشته باشند.
۴ـ کوردستان ایران ضمن دارا بودن منابع دست نخوردهى فراوان یکی از عقبافتادهترین مناطق ایران است؛ بنابراین رفع ستم اقتصادی یکی از خواستهای اساسی ما است.
۵ـ همهی پادگانها در کوردستان باید تحت نظر شورای انقلابی اداره شود و بدین منظور باید یک کمیتهی مشترک نظامی از افسران میهنپرست و نمایندگان شورای انقلابی تشکیل گردد.
۶ـ افسران جنایتکار که دستور تیراندازی داده و موجب شهادت فرزندان خلق شدهاند، باید تحویل دادگاه انقلابی خلق گردند و به منظور تبدیل ارتش ارتجاعی به ارتش خلقی باید ارتش از عناصر ضد انقلابی تصفیه گردد.
٧ـ همهی نمایندگان حاضر که نمایندهی شهرستانهای کوردنشین هستند، اعلام میدارند که جناب سید عزالدین حسینی، صلاحیت دارند در راس هر هیئتی قرار بگیرند و از طرف خلق کورد با دولت مرکزی مذاکره نمایند و دستگاه رهبری انقلاب و دولت موقت را از مذاکره و تماس با عناصر ارتجاعی کورد برحذر دارند.
٨ـ از آنجا که ملا مصطفی بارزانی و گروه معروف به قیاده موقت عمال سازمان سیای امریکا و ساواک ایران و میت ترکیه بودهاند و میباشند و مورد نفرت تمام خلق کورد هستند. لذا از دولت انقلابی میخواهیم هرنوع تماس با این دار و دسته قطع گردد و رهبران خائن آنها از ایران اخراج شوند. بدون آنکه این سیاست به وضعیت خانوادههای پناهندهى بیبضاعت لطمهای وارد آورد.” [٣]
اما حكومت جواب خواستە ها و مطالبات بر حق مردم كورد را با حملە و یورش بە كوردستان
داد. [٤]، كوردها نیز از شركت در رفراندم سر باز زدە و در آن شركت نكردند. سیاسیون و جریان های سیاسی در مورد چرایی تحریم رفراندوم این چنین نظر دادە بودند: شیخ عزالدین حسینى در بیانیهاى اظهار كردە بود:” ضمن تایید اهدافِ انقلابِ راستین ملت شریف ایران و اطمینان راسخ به مبانى و اصول اساسى اسلام، چون محتواى جمهورى اسلامى، مبهم و نامعلوم است و به ویژه از نظر حق تعیین سرنوشت و مسئله خودمختارى کردستان در چارچوب ایرانی آزاد و حقوق حقه سایر خلقها، نامشخص مىباشد، بنابراین تا زمانى که رسماً جواب قطعى در این مورد از طرف دولت و شوراى انقلاب اسلامى ایران اعلام نگردد، شخصاً از شرکت در رفراندام خوددارى نموده و مردم نیز با توجه به مسئولیتهاى ملى و مذهبى خود آزاد و مختارند.” [٥]
سازمان انقلابى زحمتکشان کردستان (کومله) نیز اعلام کردە بود:” تا وقتى که برنامه جمهورى اسلامى صراحتاً خواستههاى دموکراتیک انقلاب ایران و به خصوص خواستِ رواى خلق کرد را مبنى بر خودمختارى کردستان در چارچوب ایرانی دموکراتیک به رسمیت نشناسد، ما شرکت در رفراندام را بىتوجهى به خواستههاى برحق مردم سرتاسر ایران مىدانیم. بنابراین ما در این رفراندام شرکت نخواهیم کرد. [٦]
حزب دموکرات کوردستان ایران نیز در بیانیهاى که در نهم فروردین انتشار دادە بود، ”روشن ساخت که در رفراندام شرکت نمىکند و علت آن را غیر دموکراتیک بودن رفراندم و روشن نبودن محتواى جمهورى اسلامى در زمینه تامین دموکراسى و تامین حقوق خلقهاى ایران وصف
کردە بود.” [٧]
جریانهاى سیاسى همچون:” سازمان چریکهاى فدایى خلق ایران، سازمان پیکار در راه آزادى طبقه کارگر، جبهه دموکراتیک ملى ایران، در انتقاد و اعتراض به آن همهپرسی و رفراندوم غیر دموکراتیک برخاستند و آنرا تحریم كردند. [٨]
آری در سالگرد رفراندومی هستیم كە در ایران بە راە انداختند و كوردستان سنگر مقاومت و هشدار دربارەی ماهیت جمهوری اسلامی بود, هست و همچنان تا رسیدن بە خواست های برحقش خواهد ماند.
در انتهای این نوشتە باید این را نیز اضافە كنم در روز قبل و روز برگذاری رفراندم در شهرهای كوردستان نظیر سنندج، تظاهراتی با عنوان” نە بە جمهوری اسلامی ”برگزار شد. در نهایت در روز ١٢ فروردین ١٣۵٨ اعلام كردند كە ٩٨% مردم بە جمهوری اسلامی رای آری دادەاند اما آمار و تعداد شركت كنندگان آن رفراندوم هیچگاە آماری دقیق و واقعی نبود.
١- کیهان، ١١ فروردین ١٣٥٨
٢– آیندگان، ١١ فروردین ١٣۵٨
٣- کیهان، اول اسفند ١٣۵٧
این ٨ مادە توسط آقایان شهید فواد مصطفی سلطانی، شهید قاسملو، شیخ عزالدین حسینی، غنی بلوریان، صلاح مهتدی، عبداللە حسن زادە، شیخ جلال حسینی، جلیل گادانی، نوشیروان مصطفی امین و چند شخصیت دیگر در مهاباد با دست نوشت شهید قاسملو در شهر مهاباد نوشتە شد و تحویل داریوش فروهر سرپرست هیئتی بود كە از تهران بە مهاباد برای مذاكرە با نمایندگان كورد آمدە بودند، گردید.
هر چند مادەی ٨ بعدا تغیراتی كرد
٤-در اواخر اسفند از روز ٢٦اسفند ١٣٥٧ تا بامداد ٢ فروردین ١٣۵٨ نیروهای حكومتی با هواپیما و هلی كوپتر شهر سنندج را بنباران كردند کشتهشدگان ٧٧ نفر، زخمىشدگان، ٣۴٣ نفر و شمار اسیران ١٣٤ نفر بودند. این حملە بە نوروز خونین سنندج معرف گردید.
٥– کیهان، ٨ فروردین ١٣۵٨
٦-کیهان، ٧ فروردین ١٣۵٨
٧- اطلاعات، ٩ فروردین ١٣۵٨
٨- منبعی بر این اساس نیافتم و در حد شنیدەهایم است.

