دسته فلسفهٔ سیاسی

حق تعیین سرنوشت ملت ها و مواضع ضد مارکسیستی چپ های مرکزگرا در خاورمیانه

تاریخ تشکیل احزاب چپ در خاورمیانه به صد سال قبل برمیگردد. به ویژه در کشورهایی که کردها را تحت کنترل دارند, احزاب چپ علی رغم تاثیر گذاری, هرگز نتوانسته اند قدرت را به دست بگیرند. متغیرهای اصلی این مساله را باید در داخل همین سازمان های مارکسیستی جستجو کرد. اکثر این احزاب در مراکز کشورهایی مثل ایران, ترکیه, عراق و سوریه شکل گرفته اند. یکی از ابعاد اصلی نقد به چپ خاورمیانه را باید در موضع این احزاب نسبت به مساله حق تعیین سرنوشت جستجو کرد. خوشبختانه منبع روشن و جالبی به قلم ولادیمیر لنین در این باره موجود است که خواندن و بررسی دقیق تر آن بسیاری از نقاط ضعف اصلی سازمان های مارکسیستی کشورهایی مثل ایران و ترکیه را آشکار می کند. نکته مهم دیگر در مورد این اثر تاریخی و سیاسی, رجوع مکرر لنین به آرا و نظرات مارکس و انگلس است. امیدواریم که این منبع مهم که تا این لحظه از سوی این سازمان ها مورد غفلت قرا گرفته, مورد تایید ایشان باشد. زیرا نظریات این سه نظریه پرداز بزرگ شاکله اصلی تفکر مارکسیست - لنینیستی را پی ریزی کرده است و عموما از سوی اکثریت سازمان های چپ کلاسیک و نو مورد قبول هستند. البته قصد در اینجا صرفا بررسی مساله حق تعیین سرنوشت و نقد مواضع سازمان های مارکسیستی مرکزگرا است که تا به حال, به عمد یا غیر عمد خلاف یک موضع چپگرایانه و مارکسیستی بوده است. کلیت نقد مارکسیسم یا تمام مواضع سازمان های مارکسیستی در اینجا مد نظر نیست.

ماتریالسم تاریخی به مثابه ” بازآفرینی انقلاب ها در لحظه حال”

از همان آغاز، می شد-شود که راه دیگری برگزینیم. مفهوم دولت-ملت آزادی و برابری را از ریشه خشکاند. علم می تواند علاوه بر حقیقت، توهمی تولید کند که بذر ایدوئولوژی را بکارد. این شناخت معکوس از جهان واقع، حاصلش تنها بازتولید انواع خودبیگانگی هاست. از خودبیگانگی، ساخته های دست انسان ها را به وسیله ای در راستای نابودی نیروهای حیات سوق می دهد. توان بالای بشر امروزی در تقابل با طبیعت قرار گرفته و در آینده ای نه چندان دور ممکن است موجب نابودی کل حیات بر روی سیاره ی زمین گردد. قرار دادن نقطه های آغاز بر سود مادی، منجر به تقابل خطرناک انسان و طبیعت شده است.

کمیته های محلات در کردستان؛ آنچه از کرونا می ماند

شیوع ویروس کرونا و بیماری کویید ١٩ در آغاز سومین دهه قرن ٢١ در کنار ابعاد فاجعه بار انسانی شوکی بزرگی بود
برای آنان که اقتصاد سیاسی موجود را پایان تاریخ می دانستند و نسبت به توانایی دولت های سرمایه داری دچار توهم بودند.
در شرایطی که دولت ها مقابل این پاندمی با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه تصورش می رفت به زانو در آمدند، کسانی از
جنس مردم عادی، در برخی نقاط جهان، بدون اتلاف وقت شکلی از خودسازماندهی و خودمدیریتی را تجربه کردند. در
کردستان نیز همان هفته اول گروهی به این نتیجه رسیدند که نهایتا راه حل این است که "باید خودشان باید دست به کار
شوند." مداخله مستقیم مردم در سازماندهی بحران پاندمی کویید ١٩ در برخی نقاط جهان مثل کردستان ماهیتی سیاسی
دارد. اما چه عنصری این شکل مقاومت ها را، فراتر از تصمیمات شخصی شخصی، اساسا ممکن می سازد. کویید ١٩ چه
درس های برای سیاست رهایی بخش دارد و تاثیر این پاندمی بر اقتصاد و سیاست ماه ها و سالهای پیش رو چیست؟ این
مقاله در نظر دارد، با رفت و برگشت میان تجربه های جهانی و منطقه ای در رابطه با شیوع ویروس کرونا، به توصیف و
تحلیل وضعیت فعلی بپردازد.

مبارزەای بی‌امان در کشاکش قدرت‌ها

متنی را كه‌ در زیر میخوانید، حاصل گفتگویی است با دو تن از مبارزین جنبش روژاوا، کە بە جز حضور عملی در مبارزە، نقش نظری عمدەای نیز در ابداع و خلق ایدەی همزیستی خلقها و تشکیل فرمهای نا-دولتی در روژاوا و شمال و شرق سوریە داشتەاند. این گفتگو اگر چە در بطن آخرین تهاجم دولت ترکیە برای نابودی این امکان خلاقەی سیاسی انجام شدەاست، اما کماکان از ایدەهای نظری و بنیادین رواژوا تهی نبودە و تقابلها را بە خوبی نشان میدهد، تقابل همیشگی قدرتها و مردمان.

رفراندوم شوم

سالگرد رفراندومی نامیمون كە سوال این بود:” جمهوری اسلامی آری یا نە؟ ” احمد صدر حاج سیدجوادى وزیر کشور وقت در مورد طرح سوال گفتە بود:" قبل از انجام رفراندوام وزارت کشور در مورد نحوه‌ى طرح سئوالات دو طرح به شوراى انقلاب تسلیم کرد. طرح‌ اول پیشنهاد دادە بودیم نوشته‌ى اوراق راى‌گیرى از شکل مثبت و منفى به جمهورى اسلامى خارج شده و به صورت راى به جمهورى اسلامى یا جمهورى، تغییر پیدا کند. پیشنهاد دوم ما این بود که سئوالات رفراندوم به شکل پاسخگویى به جمهورى اسلامى، یا انواع مختلف جمهورى، از قبیل جمهورى دموکراتیک، جمهورى سوسیالیستى و غیره طرح شود. که متاسفانه هیچ کدام از آن‌ها مورد تصویب شورای انقلاب واقع نشد!  اگر پیشنهاد ما به مرحله اجرا در مى‌آمد، تمام گروه‌ها مى‌توانستند در رفراندوم شرکت کنند و دیگر فکر نمى‌کنم مسئله‌ى تحریم رفراندوم پیش کشیده مى‌شد. پس از شرکت تمام گروه‌ها در رفراندام و اعلام نتایج شمارش آرا، ما مى‌توانستیم آمارى دقیق از تعداد کسانى که در رفراندوم شرکت داشته‌اند به دست بیاوریم و بر اساس آن دقیقاً تعیین کنیم که در مجموع چند درصد از شرکت‌کنندگان به جمهورى اسلامى راى داده‌اند."

زاده‌شدن از عهد

گروهی از مردم در حال حرکت در جاده‌ای کوهستانی در کردستان

«زاده‌شدن از عهد» با بازخوانی کوچ مردم مریوان در تابستان ۱۳۵۸، «اتحاد» را نه پیوندی مبتنی بر خون و تبار، بلکه عهدی سیاسی برای زایش مردم می‌فهمد و امتداد این وعده را تا نام ژینا و شعار «زن، زندگی، آزادی» دنبال می‌کند.