دسته اندیشه و سیاست

حق تعیین سرنوشت ملت ها و مواضع ضد مارکسیستی چپ های مرکزگرا در خاورمیانه

تاریخ تشکیل احزاب چپ در خاورمیانه به صد سال قبل برمیگردد. به ویژه در کشورهایی که کردها را تحت کنترل دارند, احزاب چپ علی رغم تاثیر گذاری, هرگز نتوانسته اند قدرت را به دست بگیرند. متغیرهای اصلی این مساله را باید در داخل همین سازمان های مارکسیستی جستجو کرد. اکثر این احزاب در مراکز کشورهایی مثل ایران, ترکیه, عراق و سوریه شکل گرفته اند. یکی از ابعاد اصلی نقد به چپ خاورمیانه را باید در موضع این احزاب نسبت به مساله حق تعیین سرنوشت جستجو کرد. خوشبختانه منبع روشن و جالبی به قلم ولادیمیر لنین در این باره موجود است که خواندن و بررسی دقیق تر آن بسیاری از نقاط ضعف اصلی سازمان های مارکسیستی کشورهایی مثل ایران و ترکیه را آشکار می کند. نکته مهم دیگر در مورد این اثر تاریخی و سیاسی, رجوع مکرر لنین به آرا و نظرات مارکس و انگلس است. امیدواریم که این منبع مهم که تا این لحظه از سوی این سازمان ها مورد غفلت قرا گرفته, مورد تایید ایشان باشد. زیرا نظریات این سه نظریه پرداز بزرگ شاکله اصلی تفکر مارکسیست - لنینیستی را پی ریزی کرده است و عموما از سوی اکثریت سازمان های چپ کلاسیک و نو مورد قبول هستند. البته قصد در اینجا صرفا بررسی مساله حق تعیین سرنوشت و نقد مواضع سازمان های مارکسیستی مرکزگرا است که تا به حال, به عمد یا غیر عمد خلاف یک موضع چپگرایانه و مارکسیستی بوده است. کلیت نقد مارکسیسم یا تمام مواضع سازمان های مارکسیستی در اینجا مد نظر نیست.

حق تعیین سرنوشت و توسل به زور در روژآوا

در ژوئیه ۲۰۱۲، کردهای شمال شرقی سوریه کنترل موسسات دولتی را در اختیار گرفتند تا کنترل مستقلی بر امور داخلی و خارجی داشته باشند. آنها متعاقباً «قرارداد اجتماعی کانتون های روژآوا در سوریه» به عنوان قانون اساسی خودشان به تصویب رساندند و در ۱۷ مارس ۲۰۱۶، کنفدرالیسم دموکراتیک را به صورت یک جانبه اعلام کردند. در دسامبر ۲۰۱۶، نام این منطقه از روژآوا (کردستان غربی) به شمال سوریه و سپس در سال ۲۰۱۸ به مدیریت خودمختار شمال و شرق سوریه (AANES) تغییر یافت نام داد، هرچند هنوز استفاده از «روژآوا» رایج است. این عناوین جدید تاییدی است بر وجود این نهاد به عنوان بخشی از سوریه  و همچنین سیاست چندقومیتی برابر مبتنی بر کثرت گرایی، دموکراسی، توانمند سازی زنان و پایداری زیست محیطی (طبق قرارداد اجتماعی) از طریق یک نظام مشارکتی. گروه های کرد از طریق قرارداد اجتماعی از قدرت شکل داخلی تعیین سرنوشت برای پرداختن به چندپارچگی اجتماعی موجود در جامعه سوریه استفاده کرده اند.

ماتریالسم تاریخی به مثابه ” بازآفرینی انقلاب ها در لحظه حال”

از همان آغاز، می شد-شود که راه دیگری برگزینیم. مفهوم دولت-ملت آزادی و برابری را از ریشه خشکاند. علم می تواند علاوه بر حقیقت، توهمی تولید کند که بذر ایدوئولوژی را بکارد. این شناخت معکوس از جهان واقع، حاصلش تنها بازتولید انواع خودبیگانگی هاست. از خودبیگانگی، ساخته های دست انسان ها را به وسیله ای در راستای نابودی نیروهای حیات سوق می دهد. توان بالای بشر امروزی در تقابل با طبیعت قرار گرفته و در آینده ای نه چندان دور ممکن است موجب نابودی کل حیات بر روی سیاره ی زمین گردد. قرار دادن نقطه های آغاز بر سود مادی، منجر به تقابل خطرناک انسان و طبیعت شده است.

انتخابات ریاست جمهوریِ آمریکا و مساله کورد در خاورمیانه

گرچه پیشینه رابطه کوردها با اروپاییان در مقایسه با ایالات متحده آمریکا قدیمی است و قراردادهای سایکس پیکو( 1916)، معاهدات سور ( 1920) ولوزان ( 1923)   سرنوشت سیاسی آنان را در صدسال گذشته تحت تاثیر قرار داده است. اما استراتژی ایالات متحده نسبت به مساله کورد با سیاست خارجی اروپا تفاوت داشته وهرچند پس از جنگ جهانی دوم و در دوره جنگ سرد با فراز ونشیب هایی روبرو بوده است.اما در سال 1991 با تصویب قطعنامه 668 توسط شورای امنیت، منطقه پرواز ممنوع در مدار 36 درجه شمالی تاسیس شد و دولت دوفاکتوی اقلیم کردستان ( باشور ) در عراق و زیر چتر حمایت ایالات متحده تشکیل شد و این تحلیل که کوردها هم می توانند بعنوان یک دولت ـ ملت در نظام بین الملل مشروعیت پیدا کنند افزایش یافت. و واشنگتن بعنوان متحد ملت کورد مورد توجه جریانات ملی گرا و ناسیونالیست کورد قرار گرفت .

“…..و شهید قلب تاریخ است”

در میراث فرهنگی برجای مانده از یک انقلاب، قیام توده‌ای یا حرکتِ جمعیِ سرکوب‌شده در تاریخ بشر، عناصری وجود دارند که حامل و یادآور حقایق‌اند؛ حقایقی از این دست: ناتمام ماندن حرکت، برقرار بودن مقاومت و البته معاصر ماندن پروژه‌های بی­سرانجام تا به فرجام رسیدن خواست تاریخی آنان.

نفرت; واکنش منفعلانه ناخودآگاه جمعی

جهان سوم از آن اصطلاحاتی است که شایسته است منسوخ شود چه این برچسب نه تنها صحیح نیست بلکه از نظر لغوی نیز گمراه کننده است زیرا جهان سوم بالفعل شامل دنیاهای متعددی می شود که با یکدیگر تفاوت بسیار دارند. بهترین شاهد مثال سازمان کشورهای غیر متعهد است که مجموعه ناهمگون از ملت هایی است که که برای منفی بافی بوجود آمده. اصولی که الهام بخش و راهنمای بنیانگذاران این نهضت یعنی نهرو وتیتو و دیگران بود از نظر صائب ناشی می شد. وظیفه این سازمان در مجمع ملل و در مقابله با اجحافات قدرت های بزرگ می بایست جنبه اخلاقی و اجتماعی می داشت ولی چنین نشد و تعصب های مسلکی آن را به راه های دیگر کشاند. چنانکه اکنون هیچیک یا تقریبا هیچیک از کشورهای عضو آن نمی تواند به دیگران درس اخلاق اجتماعی بدهد. در حقیقت اعضای این مجمع جهانی درباره یک موضوع با هم متفق القولند و آن کین توزی و عداوتی است که بسیاری از آنها نسبت به غرب دارند. این احساس قابل توجیه می باشد چه کمابیش تمامی کشورهای مزیور خواه به علت مستعمره بودن و خواه به سبب زورگویی ها و دخالت های بیجای اقویا متحمل رنج و مصیبت گشته اند

نام‌گذاری تحریف‌گر؛ از فتوای جهاد تا زینب جلالیان

قدرت همارە در پی نام‌گذاری است، انگار یک روح نومینالیستی در کالبد قدرت حلول کردە و با اعتقاد بە عدم وجود هرگونە امر متعین یا سرشت تاریخی در پدیدارهای عالم، با نام‌گذاری‌های مداوم می‌خواهد بە ما بگوید کە معانی هر امری در گرو همان نامی است کە من بر آن می‌نهم. اگر مسئلە برای قدرت در یک انتزاع فلسفی صرف خلاصە می‌شد، شاید می‌شد بە سادگی از کنار آن گذشت، ولی قصد ارباب قدرت از نام‌گذاری مجدد همەی پدیدەهایی کە خود قبلا" دارای نام بودەاند، صرفا" میلی ذهنی و نظری بە تحمیل توان زبانی خویش نیست، بلکە کنش بزرگ‌تری در ورای آن نهفتە است.

مردن بە سان ققنوس

دیالوگی آشنا و قدیمی؛ کهن بە درازای تاریخی سرشار از مبارزە. این کلام، آخرین حرف‌هایی است کە از «مختار خندانی» برای ما بازماندگان‌اش بە یادگار ماندە است. تازەترین ققنوس‌های زاگرس، آنانی کە بەسان رخدادهای تاریخ میهن‌مان همارە وجود خود را فدای آرمانی والا کردند و از تنها سرمایەی خویش، زندگی‌شان، گذشتند بلکە زندگی کماکان جریان داشتە باشد.

کمیته های محلات در کردستان؛ آنچه از کرونا می ماند

شیوع ویروس کرونا و بیماری کویید ١٩ در آغاز سومین دهه قرن ٢١ در کنار ابعاد فاجعه بار انسانی شوکی بزرگی بود
برای آنان که اقتصاد سیاسی موجود را پایان تاریخ می دانستند و نسبت به توانایی دولت های سرمایه داری دچار توهم بودند.
در شرایطی که دولت ها مقابل این پاندمی با سرعتی بسیار بیشتر از آنچه تصورش می رفت به زانو در آمدند، کسانی از
جنس مردم عادی، در برخی نقاط جهان، بدون اتلاف وقت شکلی از خودسازماندهی و خودمدیریتی را تجربه کردند. در
کردستان نیز همان هفته اول گروهی به این نتیجه رسیدند که نهایتا راه حل این است که "باید خودشان باید دست به کار
شوند." مداخله مستقیم مردم در سازماندهی بحران پاندمی کویید ١٩ در برخی نقاط جهان مثل کردستان ماهیتی سیاسی
دارد. اما چه عنصری این شکل مقاومت ها را، فراتر از تصمیمات شخصی شخصی، اساسا ممکن می سازد. کویید ١٩ چه
درس های برای سیاست رهایی بخش دارد و تاثیر این پاندمی بر اقتصاد و سیاست ماه ها و سالهای پیش رو چیست؟ این
مقاله در نظر دارد، با رفت و برگشت میان تجربه های جهانی و منطقه ای در رابطه با شیوع ویروس کرونا، به توصیف و
تحلیل وضعیت فعلی بپردازد.

مبارزەای بی‌امان در کشاکش قدرت‌ها

متنی را كه‌ در زیر میخوانید، حاصل گفتگویی است با دو تن از مبارزین جنبش روژاوا، کە بە جز حضور عملی در مبارزە، نقش نظری عمدەای نیز در ابداع و خلق ایدەی همزیستی خلقها و تشکیل فرمهای نا-دولتی در روژاوا و شمال و شرق سوریە داشتەاند. این گفتگو اگر چە در بطن آخرین تهاجم دولت ترکیە برای نابودی این امکان خلاقەی سیاسی انجام شدەاست، اما کماکان از ایدەهای نظری و بنیادین رواژوا تهی نبودە و تقابلها را بە خوبی نشان میدهد، تقابل همیشگی قدرتها و مردمان.